برهان الدين محقق ترمدى

208

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

اى دل بوصال ما مرادش نبده است * و آن ظالم را عادت دادش نبده است دردا كه بباد دادم اين عمر عزيز * با آدميى كه اعتقادش نبده است ص 68 مرد عاقل اگر بيابانيست * جان او لوح سرّ ربّانيست ص 92 زشت باشد ز روى حكمت زشت * بىوصال هوا فراق بهشت ص 17 سرگشته چو آسياى گردان كنمت * با هرچه بسازى زود ويران كنمت ص 36 د جهد كن تا چو مرگ بشتابد * بوى جانت بكوى او يابد ص 28 ح ، 127 نور او در درون من آمد * همه تردامنى ز من بستد ص 37 گر عدل كنى تو نام نيكو ببرى * ور تو نكنى آنكه كند او ببرد ص 95 مگو بر بام گردون چون توان شد * توان شد ار ز خود بيرون توان شد ص 57